کار eventListener این است که گوشبهزنگ ایجاد یک رویداد باشد. برای آشنایی با این مقوله در ادامه این جلسه همراه زومیت باشید.
بیایید با یک مثال ساده شروع کنیم. فرض کنید یک دکمه دارید که میخواهید به محض کلیک روی آن یک پیغام الرت به کاربر نمایش داده شود. در جلسات قبل یاد گرفتیم که این کار را میتوانیم با قرار دادن یک اتریبیوت onclick روی المان اچتیامال انجام دهیم. در این جلسه این کار را با کمک یک eventListener کلیک انجام میدهیم.
برای اضافه کردن یک eventListener در جاوا اسکریپت از متد addEventListener استفاده میکنیم. برای اضافه کردن این متد به المان اچتیامال ابتدا باید این المان را انتخاب کنیم. سپس متد addEventListener را به همراه دو پارامتر ثابت و همیشگی آن مینویسیم. این دو پارامتر یکی نوع رویداد است که میتواند کلیک، رفتن ماوس، خارج شدن ماوس و ... باشد و پارامتر دوم، فانکشن یا اتفاقی است که میخواهیم بعد از رویداد اجرا کنیم. مثال زیر را ببینید تا درک بهتری از این صحبتها داشته باشید.
HTML
<button id="btn">کلیک کنید</button>
JavaScript:
document.getElementById("btn");
حالا وقت آن رسیده است تا addEventListener را بدان اضافه کنیم. در این مثال ما میخواهیم بعد از رویداد کلیک یک آلرت نمایش داده شود. پس یک فانکشن بدون نام الرت برای این اتفاق مینویسیم.
document.getElementById("btn").addEventListener("click",function(){ alert("سلام به زومیت خوش آمدید") })
همین مثال را میتوانیم برای رویداد دیگری مثل رفتن ماوس روی المان بنویسیم:
document.getElementById("btn").addEventListener("mouseover",function(){ alert("سلام به زومیت خوش آمدید") })
نکته دیگری که در رابطه با اضافه کردن eventListener به المانها وجود دارد این است که میتوانید هر تعداد رویداد که دوست دارید، به یک المان اضافه کنید. یعنی میتوانید برای همین دکمه که در بالا مثال زدیم، ویداد رفتن ماوس روی المنت، رویداد برداشتن ماوس از روی المنت و رویداد کلیک را بهصورت همزمان داشته باشید. در زیر این موضوع را مشاهده میکنید.
var element = document.getElementById("btn");
element.addEventListener("mouseover",function(){ alert("قرار دادن ماوس بر روی المان") });
element.addEventListener("click",function(){ alert("کلیک بر روی المان") });
element.addEventListener("mouseout",function(){ alert("برداشتن ماوس از روی المان") });
برای نوشتن eventListener ها نیازی نیست که حتما فانکشن مورد نظر را بهصورت ناشناس و در داخل خود پارامتر eventListener بنویسیم. در واقع برای خواناتر شدن کد، باید سعی کنید از این نحوه نوشتن اجتناب کنید. به همین خاطر همیشه باید یک فانکشن دارای نام را تعریف کنید و سپس این فانکشن را بدون قرار دادن پرانتز، بهعنوان پارامتر eventListener بنویسید. مثال زیر را ببینید تا مفهوم را بهتر متوجه شوید.
var element = document.getElementById("btn");
element.addEventListener("click", sayHello);
function sayHello() {
alert ("HELLO");
}
همانطور که مشاهده میکنید، نام فانکشن sayHello را بدون پرانتز بهعنوان پارامتر دوم addEventListener نوشتهایم. بدین ترتیب بعد از اتفاق افتادن رویداد کلیک این فانکشن صدا زده خواهد شد.
اگر قصد برداشتن یک رویداد از روی یک المنت را داشته باشید، کافی است از متد removeEventListener استفاده کنید. این متد از شما دو پارامتر میگیرد. پارامتر اول نام رویدادی است که قصد حذف آن را دارید و پارامتر دوم فانکشنی است که بعد از حذف این رویداد اجرا میشود. در مثال زیر میخواهیم رویداد کلیک را که در بالاتر به دکمه اضافه کردهایم از آن حذف کنیم. برای این کار به همان سادگی که آن را اضافه کردهایم، حذف میکنیم:
element.removeEventListener("click",remove)
function remove() {
alert ("eventListener removed");
}
بدین ترتیب دیگر رویداد کلیک روی این المان فعال نخواهد بود.
این آخرین جلسه از آموزش جاوا اسکریپت بود. تنها یک بخش دیگر برای اتمام این دوره باقی مانده و آن هم انجام یک پروژه آموزشی ساده برای تکمیل آموختههایمان است. امیدواریم تا اینجای کار قدم مثبتی در آموزش و پرورش نیروهای فنیتر برداشته و شما را با مقدمات دنیای جاوا اسکریپت بهخوبی آشنا کرده باشیم. هر گونه پیشنهاد و انتقاد شما در برگزاری دورههای با کیفیتتر یاری خواهد کرد. زومیت را همراهی کنید.
تا به حال شده به موضوع تاسیس فروشگاه اینترنتی با وردپرس یا هر سیستم مدیریت محتوای دیگه فکر کنید؟ به نظر شما ساخت یک فروشگاه اینترنتی چقدر میتونه خرج داشته باشه؟ اصلا چرا باید یک فروشگاه اینترنتی راه اندازی کنیم؟ آیا ساخت سایت فروشگاه اینترنتی با وردپرس میتونه روی فروش بیشتر محصولات ما تاثیرگذار باشه و درآمد خودمون را برای خدماتی که ارائه میکنیم بیشتر بکنه؟ هیچ میدونستید که با ساخت یک فروشگاه اینترنتی میتونید علاوه بر مشتریان محلی که در شهر خودتون هستند مشتریان بسیار زیادی را در سطح مملکت جذب کنید؟ و کلی سوالات از این قبیل که پیش از راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی بهش اندیشه میکنید، به نظرتون استجابت این سوالات چه چیزی میتونه باشه؟
در این نوشتار از پایگاه ادب میزبانفا منظور دارم به تعلیم تاسیس طراحی سایت فروشگاهی با وردپرس بپردازم و پاسخ تمام سوالاتی که در بالا مطرح شده را با هم دیگه مورد رسیدگی قرار بدیم. در این تعلیم از سایخت سایت فروشگاهی هدف دارم به روش ساخت فروشگاه با ووکامرس بپردازم، ولی قبل از اینکه به موضوع ساخت فروشگاه اینترنتی با وردپرس و ووکامرس بپردازیم لازمه استجابت برخی سوالاتی که برای ساخت فروشگاه اینترنتی ممکنه با اون روبرو بشید بپردازم.
مزایای راه اندازی فروشگاه اینترنتی با وردپرس
ساخت فروشگاه اینترنتی با وردپرس امکان صرفه جویی در هزینهها را برای شما به دنبال خواهد داشت. سیستم مدیریت محتوای وردپرس به علت گستردگی و تنوع در قالب وردپرس و افزونه وردپرس که داره میتونه دست شما را برای ساخت هر نوع فروشگاه اینترنتی چه برای فروش محصولات فیزیکی و چه دانلودی بازتر بزاره. فلذا برای اینکه با مزایای ساخت سایت با ووکامرس بیشتر آشنا بشید یک چک لیست از این مزایا را تعبیه میکنیم.
هزینه ناچیز در مقایسه با سایر سیستمها: ساخت سایت با وردپرس و ووکامرس که هر دو به صورت مجانی عرضه شدند خرج کمتری در مقایسه با سایر سیستمهای فروشگاهی مانند پرستاشاپ خواهد داشت.
گستردگی در قالب ووکامرس: سایتها و فروشگاههای قالب وردپرس زیاد زیادی وجود دارند که به صورت مجانی و تجاری انواع قالب ووکامرس مطابق با فناوری و نیاز روز طراحی میکنند.
گستردگی در افزونههای ووکامرس: سایتها و فروشگاههای افزونه وردپرس نیز بیچارگی کاربران را برای اضافه کردن امکانات به ووکامرس مورد رسیدگی پیمان داده و اقدام به طراحی افزونه رایگان و بازرگانی برای رفع این مایحتاج میکنند.
امکان گزارشگیری کامل از فروش: با استفاده از ووکامرس میتوانید گزارش کاملی از فروش محصولات خود را داشته باشید و از آنها در بازههای زمانی مختلف گزارش تعبیه کرده و با مطالعه و تجزیه و تحلیل دادهها برنامه ریزی تبلیغاتی برای فروش محصولات داشته باشید.
فروش اتوماتیک بدون طی مراحل گوناگون: با ساخت سایت فروشگاه اینترنتی سایر نیازی به حضور فیزیکی در فضا بازرگانی خود ندارید و میتوانید به راحتی حتی در رختخواب خود به مدیریت فروشگاه بپردازید
زمانی که در فکر راهاندازی یک استارتاپ هستید، فکر کردن به مسائل حقوقی میتواند آزاردهنده و وقتگیر به نظر برسد. اما باید توجه داشت که شناخت حداقلی مسائل حقوقی میتواند سرنوشت آینده کسبوکار شما را رقم بزند. به همین دلیل و برای جلوگیری از پیشامدهای ناگوار حقوقی در ابتدای راهاندازی کسبوکار خود لازم است که شرکت تجاری متناسب با فعالیت خود را انتخاب کنید. اگرچه مشاوره حقوقی میتواند راهگشا باشد، اما بد نیست که اطلاعات مختصری درباره شرکتهای تجاری، انواع آن و مقررات هریک داشته باشید.
در حقوق ما شرکت به دو دسته کلی تقسیم میشود، شرکت مدنی و شرکت تجاری. شرکت مدنی که ممکن است در راستای اهداف انتفاعی یا غیرانتفاعی باشد؛ مانند انجمن حمایت از نویسندگان فناوری، و مقررات قانون مدنی بر آن حاکم است. شرکت تجاری اما صرفا در راستای کسب سود و تقسیم آن میان شرکاست، مقررات قانون تجارت نیز بر آن حکمفرما است. مهمترین تفاوت شرکت مدنی و تجاری در این است که در شرکت مدنی مالکیت مشاع به شریکان تعلق دارد و شخصیت حقوقی مستقل برای شرکت ایجاد نمیشود.

زمانی که از شرکت اسم میبریم، لازم است که حداقل دو یا چند نفر در انعقاد قرارداد آن مشارکت داشته باشند.
قانون تجارت ما و سایر قوانین مرتبط احکام مفصلی را درباره هریک از شرکتهای تجاری مقرر کردهاند. در ادامه ضمن اعلام هریک از شرکتهای تجاری، احکام هرکدام را نیز تشریح خواهیم کرد.
قانون تجارت در ماده بیست شرکتهای تجاری را به هفت نوع تقسیم میکند، این هفت قسم عبارتند از:
۱. شرکت سهامی (عام و خاص)
۲. شرکت تضامنی
۳. شرکت نسبی
۴. شرکت با مسئولیت محدود
۵. شرکت مختلط سهامی
۶. شرکت مختلط غیرسهامی
۷. شرکت تعاونی تولید و مصرف
البته در قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی دو نوع دیگر از شرکت های تجاری نام برده شدهاند که عبارتاند از: شرکت تعاونی سهامی عام و شرکت تعاونی فراگیر ملی. به نظر میرسد این دو نوع شرکت قسم مستقلی نباشد و همچنان باید گفت شرکتهای تجاری هفت دسته هستند.
به صورت کلی شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی (مبلغی ثابت که در اساسنامه درج میشود) است. به عبارت دیگر مسئولیت شرکا در شرکت سهامی محدود به آورده آنهاست.
شرکت سهامی به دو دسته تقسیم میشود: شرکت سهامی عام که بخشی از سرمایه از طریق فروش سهام به مردم تامین میشود و شرکت سهامی خاص که تمام سرمایه توسط موسسین تامین میشود. شرکتهای سهامی عام با اهداف اقتصادی عمده تشکیل میشوند و تنها شرکتی است که سرمایه آن از طریق بورس به فروش میرسد. اما شرکتهای سهامی خاص بهطور معمول با هدف راهاندازی یک کسبوکار در سطح محدود تاسیس میشوند، البته در آینده میتوانند دامنه فعالیت خود را گستردهتر کنند.
هریک از شرکتهای سهامی عام و خاص مشخصات و مقررات ویژهای دارند که در ادامه این مشخصات را توضیح میدهیم.

شرکت تضامنی شرکتی است که بهطور معمول بین اشخاصی که رابطهی نزدیکی با یکدیگر دارند (مانند اعضای یک خانواده یا چند دوست صمیمی) تشکیل میشود. سرمایهی شرکت تضامنی به سهام تقسیم نمیشود. نکته مهم آن است که اگر دارایی شرکت برای تادیه تمام بدهی کافی نباشد، هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام بدهی شرکت است؛ برای مثال اگر بدهی شرکت صد میلیون تومان باشد، این میزان بدهی را میتوان از هر یک از شرکا مطالبه کرد. بنابراین تاسیس شرکت تضامنی مسئولیت سنگینی به دنبال دارد اما موجب اطمینان اشخاص ثالث در خصوص روابط خود با شرکت خواهد شد، چراکه این اشخاص میتوانند تمام بدهی خود را از هر یک از شرکا مطالبه کنند. تا زمانی که شرکت دایر است، مطالبهی طلب باید از خود شرکت به عمل بیاید؛ چرا که شرکت تجاری شخصیت حقوقی دارد، اما پس از انحلال شرکت اگر طلب پرداختنشدهای باقی مانده، میتوان طلب را از شرکای ضامن مطالبه کرد.
شرکت نسبی شباهت زیادی به شرکت تضامنی دارد، با این تفاوت که مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایهای است که در شرکت گذاشتهاند. برای مثال اگر بدهی شرکت صد میلیون تومان باشد و یکی از شرکا تنها ۲۰% سهمالشرکه را پرداخته باشد، به میزان ۲۰% مسئول پرداخت بدهی خواهد بود. بنابراین در این مثال تنها میتوان بیست میلیون تومان را از او مطالبه کرد؛ برخلاف شرکت تضامنی که در آن هر شریکی مسئول پرداخت تمام بدهی است. سرمایه در شرکت نسبی به سهام تقسیم نمیشود.
شرکت با مسئولیت محدود یکی دیگر از شرکتهای تجاری است که از نظر مسئولیت شبیه شرکت سهامی است، به عبارت دیگر مسئولیت شرکا محدود به سرمایهای است که در شرکت گذاشتهاند. برای مثال اگر آقا یا خانم الف مبلغ ۱۰ میلیون تومان را در زمان تاسیس شرکت تادیه کرده باشند، صرفا تا مبلغ ۱۰ میلیون تومان مسئولیت دارند. مهمترین تفاوت شرکت با مسئولیت محدود و شرکت سهامی در این است که سرمایه به قطعات مساوی سهام تبدیل نمیشوند.

بهطور کلی شرکتهای مختلط ترکیبی از شرکتهای پیشین هستند. بنابراین شرکت مختلط غیرسهامی از ترکیب شرکت با مسئولیت محدود و شرکت تضامنی تشکیل شده است؛ یعنی مسئولیت حداقل یکی از شرکا باید تضامنی باشد و شریک یا شرکای دیگر مسئولیتی محدود دارند. سرمایه در این شرکت به سهام تقسیم نمیشود. در امور حملونقل و جهانگردی از این شرکت استفادهی زیادی میشود.
شرکتی است که بین عدهای از شرکا سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل میشود. سرمایه شرکا سهامی به سهام تقسیم میشود و مسئولیت آنان تا میزان سرمایهای است که در شرکت دارند. اما سرمایه شرکت ضامن به صورت سهام نیست و مسئولیتی نامحدود در برابر بدهی دارد.
مشخصات شرکت مختلط سهامی:
بهطور خلاصه، چهار نوع شرکت تعاونی در حقوق فعلی ایران وجود دارد، که عبارتند از:
شرکت تعاونی تولید: شرکتی که بین عدهای از ارباب حرف تشکیل میشود و شرکا مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیاء یا اجناس به کار میبرند. دو ثلث اعضای ادارهکنندهی شرکت باید از شرکایی انتخاب شوند که حرفهی آنها موضوع عملیات شرکت است.
شرکت تعاونی مصرف: شرکتی که با مقاصد فروش اجناس برای مصارف زندگی یا تقسیم نفع و ضرر بین شرکا به نسبت خرید هریک از آنها تشکیل میشود.
شرکت تعاونی سهامیعام: نوعی شرکت سهامی عام است که با رعایت قانون تجارت و محدودیتهای مذکور در این قانون تشکیل میشود (ماده نهم قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی).
شرکت تعاونی فراگیر ملی: نوعی تعاونی متعارف یا سهامیعام است که برای فقرزدایی از سه دهک پائین درآمدی تشکیل میشود. عضویت سایر افراد در این تعاونی آزاد است ولی در بدو تشکیل حداقل هفتاد درصد (۷۰%) اعضاء آن باید از سهدهک پائین درآمدی باشند (ماده ۱۰ قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی).
مشخصات شرکتهای تعاونی:
توسعهی کسبوکار از مراحل آغازین راهاندازی استارتاپ تا زمان تبدیل به شرکت بزرگ و باثبات، مستلزم تلاشهای پیگیرانه و دائمی است. تقریبا همهی کارآفرینان رؤیای روزی را درسر میپرورانند که با اطمینان از جذب سرمایه و کسب درآمد و سود کافی، فرایندهای تولید و عرضهی محصولات خود را گسترش دهند. باوجوداین، آمار بالای شکست استارتاپها نشان میدهد اغلبِ آنها به رؤیاهای خود دست پیدا نمیکنند.
تاکنون، در مطالب مختلفی عوامل و موانع رشد کسبوکار را بررسی کردهایم. در این مقاله، سعی میکنیم همهی این عوامل و نکات ضروری مقیاسپذیری را بهطور خلاصه و واضح کنارهم قرار دهیم و راهنمای مناسبی برای کارآفرینانی فراهم کنیم که به مرحلهی رشد یا مقیاسپذیری کسبوکار رسیدهاند.

معمولا اصطلاحات رشد و مقیاسپذیری همزمان یا حتی بهجای یکدیگر بهکار میروند، اما واقعا تفاوت این دو را باید بدانیم. در دنیای کسبوکار، رشد به این معنی است که درآمدها و هزینههای شرکت با سرعتی بسیار مشابه افزایش پیدا کنند. بهعنوان مثال، وقتی مشتریان بیشتری جذب میکنید، برای پاسخگویی به آنها باید کارمندان بیشتری استخدام کنید. بنابراین، درآمد شما با تفاوتی جزئی درمقایسهبا هزینهها افزایش مییابد. درمقابل، وقتی از مقیاسپذیری صحبت میکنیم، وضعیت کاملا فرق میکند. زمانیکه کسبوکار به مقیاسپذیری میرسد، لزوما برای کسب درآمد بالاتر، هزینههای بیشتری متحمل نمیشوید. برای نمونه، شرکت گوگل را تصور کنید. مقیاسپذیری به این معنا است که در مدتزمانی کوتاه، مشتریان بسیار زیادی جذب میکنید؛ اما درعینحال، برای خدمت به آنها با نرخ پایینتری سرمایهگذاری میکنید.

طبق دادههای تحقیقاتی، حدود ۷۴درصد از استارتاپها بهدلیل مقیاسپذیری زودهنگام شکست میخورند. بههمیندلیل، تشخیص زمان مناسب برای مقیاسپذیری یکی از تصمیمات مرگوزندگی کسبوکار شناخته میشود. کارشناسان توصیه میکنند پیش از برداشتن این گام بزرگ، از وجود چهار نشانهی زیر را در استارتاپ خود مطمئن شوید:
این نشانه نخستین و واضحترین نشانهی مقیاسپذیری استارتاپ است. بنیانگذاران در مراحل اولیهی راهاندازی استارتاپ، دادهها و اطلاعات ضروری را برای پیشبینی درآمد و هزینهها و تعیین اهداف میانی بعدی دراختیار ندارند. ازاینرو، معمولا هدفگذاریهای خود را طبق آمار صنعت پیش میبرند.
بااینحال، وقتی متوجه شدید اهداف قبلی را هوشمندانه و با موفقیت پشتسر گذاشتهاید، به حرکت روبهجلوی کسبوکارتان میتوانید فکر کنید.

صرفنظر از اینکه کسبوکار یا استارتاپی را اداره میکنید، درهرصورت رشد، مستلزم سرمایهگذاریهای مالی است. در این مرحله، صرفا کافی نیست استارتاپتان به سودآوری رسیده باشد. بهمنظور تصمیمگیری آگاهانه دربارهی مقیاسپذیری باید درآمد جاری را بهصورت دقیق تجزیهوتحلیل کنید.
اگر بهدلیل مقیاسپذیری مجبور شوید بخشی از این پول را سرمایهگذاری کنید، جریان درآمدیتان بهشدت آسیب میبیند؟ اگر برنامههای توسعه بهخوبی پیش نرود، چه کاری میتوانید انجام دهید؟ مهمترین عامل این مرحله، توانایی کنترل هزینهها و پیشبینی سود است. ابتدا به منابع لازم بیندیشید. فهرستی از هزینههای دائمی و هزینههای ثابت استارتاپ فراهم کنید. سپس، هزینههای تقریبی را محاسبه و بررسی کنید آیا امکان این سرمایهگذاری را دارید یا خیر. بهیاد داشته باشید سرمایهگذاری در طول یک ماه اول بازدهی نخواهد داشت. حداقل زمان لازم برای بازگشت سرمایه را چهار ماه برآورد کردهاند.
گاهی اوقات هم برای مقیاسپذیری به جذب سرمایهگذار احتیاج دارید. در این حالت، باید به سرمایهگذاران ثابت کنید استارتاپتان با خطر شکست مواجه نیست.

اگر از نرمافزارهای کسبوکار استفاده میکنید، باید اطمینان مطمئن شوید سیستمهای IT میتوانند فشار رشد مشتریان پایه را تاب بیاورند. مقیاسپذیری به این معنی است که باید اطلاعات بیشتری ذخیره کنید. اگر سیستمهای IT صرفا از عهدهی مقیاسهای کوچک برآیند، در دوران توسعه با مشکلات جدی مواجه میشوید. اگر از نرمافزاری استفاده میکنید که بهراحتی میتواند وظایف جدی را مدیریت و حجم بالای اطلاعات را ذخیره کند، از مقیاسپذیری کسبوکارتان نترسید.
کارمندان پویا و کارا زیربنای موفقیت کسبوکار هستند. با نگاهی نزدیکتر و دقیقتر کارمندان را ارزیابی کنید: آنها آمادهاند ایدههای نوآورانهای به پروژهی شما ارائه دهند؟ توانایی برعهدهگرفتن وظایف جدید را دارند؟ بدون شک، بسیاری از اعضای تیم در جایگاه فعلی خود عملکرد بسیار خوبی دارند؛ اما لزوما تضمینی وجود ندارد وظایف جدید را هم به همان خوبی تکمیل کنند. همچنین، شاید کارمندان وظایف جدید را بهعنوان مشکلاتی هیجانانگیز ببینند و بهتبع، بهرهوری و ایدههای خلاقانهی استارتاپ را افزایش دهند. اگر سناریوی اول را محتمل میدانید، بهتر است دربارهی مقیاسپذیری بااحتیاط عمل کنید. در بخشهای بعدی، دربارهی نقش نیروی انسانی در مقیاسپذیری استارتاپ بیشتر صحبت میکنیم.
پسازاینکه مطمئن شدید استارتاپی مقیاسپذیر را اداره میکنید، فرایند زیر را دنبال کنید:

بدون تردید هر شرکت باید طبق استراتژی حسابشدهای حرکت کند؛ اما نیازی نیست مسئله را زیاد پیچیده کنید. در مرحلهی اول، استراتژی شما باید فهرستی از قوتها و ضعفها و چشمانداز استارتاپ را پوشش دهد. در مرحلهی دوم، برپایهی این اطلاعات اهدافی برای هر سه ماه و سپس برای یک سال تعیین کنید. نکتهی مهم این است که اطلاعات مربوطبه سرمایهگذاران و تجزیهوتحلیل بازار را هم در استراتژی خود لحاظ کنید.
در مرحلهی آمادهسازی استارتاپ، از مشاورهگرفتن دریغ نکنید. با متخصصان و بنیانگذارانی ارتباط داشته باشید که پیشازاین، کسبوکار خود را توسعه دادهاند. در رویدادهایی که شرکت کنید که تخصصی برای کارآفرینان و مؤسسان استارتاپها برگزار میشود.
اگر هریک از جوانب استارتاپتان بیشازحد به نیروی کار فشار بیاورد، هنوز به مرحلهی مقیاسپذیری نرسیدهاید. در عصر دیجیتال، زندگی میکنیم و گزینههای مختلفی برای تسهیل فرایندها وجود دارد.

همانطورکه اشاره کردیم، مقیاسپذیری با رشد فراوان مشتریان همراه است؛ ازاینرو، باید بهبود تجربهی کاربران را یکی از اولویتهایتان بدانید. نرمافزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) کمک میکند با سازماندهی و ذخیرهی اطلاعات مرتبطبا مشتریان، تعاملات شرکت با آنها را کنترل و مدیریت کنید. به کمک این دادهها میتوانید سریعتر به سؤالات مشتری پاسخ دهید و استراتژی بازاریابی را باتوجهبه نیازهای مشتریان بهبود دهید و الگوهای خرید آنها را تجزیهوتحلیل کنید.
همانطورکه گفتیم، در دوران مقیاسپذیری باید میزان اطلاعات بیشتری را ذخیره کنید. رایانش ابری فرصتی برای تحقق تقاضای بیشتر با حداقل منابع و سرمایهگذاری فراهم میکند. بهعلاوه فناوری ابری، قابلیت دسترسی را تا حدود زیادی افزایش میدهد. تصور کنید یکی از مشتریان در ساعات غیرمنتظره به کمک فوری نیاز پیدا کند. در این وضعیت، اگر کارمندان به اطلاعات لازم برای حل مشکل دسترسی نداشته باشند، چگونه میتوانند به مشتری کمک کنند؟ با استفاده از سیستم CRM مبتنی بر ابر، فقط با چند کلیک به دادهها دسترسی خواهند داشت. اگر کسبوکارتان مستقیما بهاینترنت متصل است، برای مدیریت و پیشبرد پروژهها به فضایی انعطافپذیر نیاز دارید. محاسبات ابری میتواند چنین فضایی را برای شما فراهم کند. افزونبراین، تمام زیرساختهای فناوری اطلاعات پروژهها را میتوانید برونسپاری کنید. بدینترتیب، هزینهی سختافزارهای درونسازمانی و الکتریسیته را کاهش میدهید و فضای بیشتری را آزاد میکنید. ذخیرهسازی اطلاعات در ابر، آغاز مناسبی در توسعهی استراتژی مقیاسپذیری کسبوکار است.

در مراحل ابتدایی راهاندازی کسبوکار، شخصا هدایت تیم را میتوانید بهعهده بگیرید. بااینحال وقتی تعداد کارکنانتان روبهافزایش است، مدیریت آنها کار آسانی نیست. در دوران مقیاسپذیری، با کمک سیستم ERP راحتتر میتوانید منابع و فرایندهای کار را کنترل کنید. سیستم برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) نهتنها به سازماندهی اطلاعات کسبوکار کمک میکند؛ بلکه تغییرات فرایندهای درحالاجرا را نیز گزارش میدهد و برنامهریزی و مشارکت را تسهیل میکند. بهعلاوه، راهکارهای ERP به شما امکان میدهد در هر زمان و مکانی، به دادهها دسترسی داشته باشید.
حتما متوجه شدهاید قیمتهای توسعهی وب یا اپلیکیشن نوسان زیادی دارد. بنابراین، سعی کنید تیمی برای توسعهی وب بیابید که بهترین ارزشآفرینی را بهازای پول شما داشته باشد.
شرکتهای بزرگ همهی کارشناسان دپارتمانهای مختلف را بهصورت تماموقت استخدام میکنند؛ اما این اقدام برای کسبوکارهای کوچک و استارتاپها واقعا ضرورتی ندارد. در مرحلهی مقیاسپذیری، برونسپاری وظایف بهترین راهکاری است که پیش روی شما قرار دارد. بهعنوان مثال، اگر شرکتی تولیدی را اداره میکنید و صرفا به یک اپلیکیشن نیاز دارید، چرا باید توسعهدهندگان و طراحان وب را استخدام کنید؟ بهتر است فقط روی نقشهای اصلی شرکت متمرکز شوید و با برونسپاری بقیهی وظایف، هزینههای توسعه را کاهش دهید.

اگر کسی از محصولات و خدمات شما اطلاعی نداشته باشد، استارتاپتان حتی با استراتژی مناسب، سیستمهای عالی IT و بهترین تیم متخصصان هم رشد نخواهد کرد. اما کدام نوع بازاریابی در دوران مقیاسپذیری مؤثرتر است؟
بازاریابی مستقیم: همانطورکه مجلهی فوربز مینویسد، نه بازاریابی فردبهفرد (دهانبهدهان) و نه بازاریابی مستقیم، هیچکدام قابل مقیاسپذیری نیستند. در دوران اولیهی راهاندازی کسبوکار، این استراتژیها کارایی زیادی دارند؛ اما در دوران مقیاسپذیری، کمک زیادی به شما نمیکنند.
بازاریابی محتوا: این نوع بازاریابی مقیاسپذیرترین نوع بازاریابی شناخته میشود. بسیاری از استارتاپها بازاریابی محتوا را بهدلیل قابلیت وایرال و ارزشآفرینی مداوم انتخاب میکنند.
بازاریابی رسانههای اجتماعی: تمامی استارتاپها تا وقتی درمعرض انظار عمومی قرار دارند، به تجزیهوتحلیل رسانههای اجتماعی نیز نیاز دارند. گاهی اوقات استارتاپها نمیتوانند مبلغ زیادی روی تبلیغات سرمایهگذاری کنند. بااینحال، رسانههای اجتماعی راهکار و ابزاری عالی برای آگاهیبخشی و ساخت شهرت و اعتبار شرکت محسوب میشوند.
اینفلوئنسر مارکتینگ: اینفلوئنسر فردی است که در وبلاگها یا رسانهها از محبوبیت عمومی برخوردار است. در این نوع بازاریابی، اینفلوئنسر مزایا و کاربردهای محصولات یا خدمات را برای دنبالکنندگان یا مشترکان خود توضیح میدهد و آنها را به استفاده از تولیدات یک برند تشویق میکند. این سبک بازاریابی در دوران مقیاسپذیری کسبوکار مؤثر خواهد بود؟ بهتر است در انتخاب برنامه و اینفلوئنسر، هوشمندانه عمل کنید.
این مرحله نیز به مرحلهی قبل شباهت دارد. انتخاب استراتژی بازاریابی مناسب اولین قدم برای ایجاد روابط مناسب با مشتریان است و دومین قدم در برندسازی تعریف میشود. در این مرحله، نگاه تازهای به وبسایت شرکت بیندازید. برند شما از سمت مشتریان، چگونه دیده میشود؟ طراحی قدیمی وبسایت هنوزهم چشمنواز بهنظر میرسد یا زمان طراحی جدید فرارسیده است؟

اغلب اوقات، همزمان با مقیاسپذیری استارتاپ مجبورید کارمندان شرکت را افزایش دهید. برخی از بنیانگذاران فکر میکنند دوران رشد و مقیاسپذیری کسبوکار صرفا با استخدام تعداد زیادی نیروی کار جدید بُروز پیدا میکند. این تصور کاملا اشتباه ممکن است به قیمت شکست استارتاپ تمام شود. در این دوران به چه کارمندانی نیاز دارید؟
درکنار استخدام کارمندان جدید، سرمایهگذاری روی آموزش کارمندان قدیمی نیز بسیار مهم است. در یکی از مطالب زومیت، توضیح دادهایم آموزش کارمندان در دوران مقیاسپذیری به سه مرحله تقسیم میشود:
۱. مرحلهی یادگیری: درواقع، همان دورههای آموزشی یا کارآموزی است که برخلاف تصور برخی از کارآفرینان، نهتنها اتلاف زمان و سرمایه نیست؛ بلکه سودی همگانی بهدنبال دارد؛
۲. مرحلهی اجرایی: زمانی شروع میشود که سرمایهگذاری روی کارمندان بهنتیجه رسیده و آنها آمادهی سوددهی هستند؛ یعنی نتیجهی مثبت دورهی یادگیری را در عمل مشاهده میکنید. در این مرحله، باید دستمزد مناسبی برای کارمندان آموزشدیده درنظر بگیرید؛
۳. مرحلهی مشارکت: این مرحله که مرحلهی تساوی حقوق نیز نام دارد، کارمندان بهرهوری سازمانی خود را در مرحلهی اجرایی نشان داده و این کارایی را در بازهی زمانی معینی بهطور مستمر حفظ کردهاند.

تا اینجا، به اهمیت تیمسازی، تکنولوژی، فرایندها و سیستمها در دوران مقیاسپذیری استارتاپ پی بردهاید. همچنین، میدانید تحقیقات مناسب و برقراری تعادل میان نیازهای بازار و رویکردهای تولیدی، شما را برای عبور از موانع و خطرهای این راه آماده میکند. در یکی دیگر از مطالب، توضیح دادهایم اگر طبق فرایند دومرحلهای پیش بروید، مقیاسپذیری موفقتر و مؤثرتری خواهید داشت:
وقت خود و کارمندانتان را برای فرایندهایی هدر ندهید که در محدودهی قابلیتهای اصلی استارتاپ قرار ندارند. درعوض، مزیتهای کوچکتان را کشف کنید و روی نوآوریها و ویژگیهایی متمرکز شوید که شما را از رقبا متمایز میکند. در مقیاسپذیری موفق، باید جایگاه برند خود را در بازار حفظ کنید. اگر منابع خود را به اموری اختصاص دهید که ضعف محسوب نمیشوند، از سایر رقیبان عقب میمانید.
باردیگر بر اهمیت برونسپاری وظایفی تأکید میکنیم که در حوزهی تخصص شما نیستند یا اصولا اولویت اول کسبوکار بهشمار نمیروند. طبق این فرایند دومرحلهای، به شما پیشنهاد میکنیم از تلاش برای بهبود جوانبی دست بکشید که مزیت نسبی بهشمار نمیروند و از پیمانکاران قراردادی استفاده کنید. بهعلاوه، امروزه کارمندان دورکار یا آزادکار زیادی خدمات خود را با کیفیتی عالی به شرکتهای متقاضی ارائه میدهند. این موضوع فرصتی عالی برای دوران مقیاسپذیری استارتاپها محسوب میشود. بنابراین، تاحدممکن منابعتان را صرف فرایندهایی کنید که سودآوری بیشتری برایتان دارند.
استارتاپ کرهای Toss فعال در حوزهی فین تک (خدمات مالی) در جریان جدیدترین دورهی جذب سرمایهی خود، ۸۰ میلیون دلار سرمایهی جدید کسب کرد. این دورهی جذب سرمایه با همکاری شرکتهای آمریکایی Klein Perkins و Ribbit Capital اجرا شد. شرکتهایی همچون Altos Ventures، Bessemer Venture Partners، PayPal و Qualcomm Ventures و چند سازمان دیگر در این سرمایهگذاری شرکت کردند.
دورهی جذب سرمایهی اخیر استارتاپ Toss، ارزش آن را به ۱.۲ میلیارد دلار میرساند. به بیان دیگر، این استارتاپ جدیدترین یونیکورن حوزهی فین تک و اولین یونیکورن فین تک کره جنوبی محسوب میشود.
استارتاپ تاس کار خود را با سرویسهای پرداخت نقطهبهنقطه شروع کرد و بهمرور خدماتی را همچون بیمه، سرمایهگذاری، حسابهای پسانداز، مدیریت اعتبار و پیشخوانی برای نظارت و مدیریت داراییها توسط کاربران ارائه کرد. این شرکت با همکاری دیگر فعالان حوزهی مالی حدود ۱۰ میلیون کاربر ثبتشده دارد. بهبیاندیگر، خدمات آنها به حدود ۲۰درصد از جمعیت کرهجنوبی ارائه میشود.

سرمایهی جدید جذبشده، در استارتاپ تاس بهمنظور بهبود فناوریهای موجود و جذب مشتریان جدید هزینه خواهد شد. بهعلاوه، برنامههای همکاری با سازمانهای مالی بیشتر بهمنظور توسعهی بازهی خدمات نیز جزو برنامههای مدیران این استارتاپ است. قطعا توسعهی بازار به استارتاپ کرهای کمک خواهد کرد تا در فضای شدیدا رقابتی خدمات مالی، حضور جدی داشته باشد. از رقیبان استارتاپ Toss میتوان به KakaoPay اشاره کرد که غولی همچون علیبابا را در فهرست سرمایهگذاران و پشتیبانان خود دارد.
ارائهی همزمان و یکپارچهی خدمات مالی در یک سرویس، روندی است که اکثرا در اروپا مشاهده میشود. بههرحال، بهنظر میرسد مدل مذکور در حال توسعه به دیگر مناطق جغرافیایی جهان هم باشد. تاس تصمیم دارد تا خدمات خود را در داخل کره جنوبی توسعه دهد اما مناطقی پرظرفیت همچون جنوب شرق آسیا (خصوصا ویتنام) را نیز در برنامهریزیهای استراتژیک خود لحاظ میکند.
سرمایهی آمریکایی که به شرکتهای فین تک کرهجنوبی سرازیر میشود، در توسعه و تکامل اکوسیستم مذکور در کشور کمک خواهد کرد. اگرچه کره جنوبی موفق به معرفی اولین یونیکورن خود در حوزهی فینتک شد اما هنوز پشت سر رقبایی همچون هند و چین حرکت میکند. بههرحال بهنظر میرسد با افزایش علاقهی شرکتهای بزرگ بینالمللی در حوزهی فین تک کره جنوبی، اعتمادبهنفس لازم برای توسعهی هرچه بهتر این حوزه در آنها ایجاد شده است.